درست است که شاخص کل به سطوح بالای ۸ میلیون واحد رسیده و از نظر ریالی شاهد رشد قیمت سهام بودهایم، اما وقتی وزن «ارزش دلاری» را در محاسبات وارد میکنیم، واقعیتِ تلخِ اصلاحی آشکار میشود. بازار ما کماکان در مرز کانال ۱۰۰ میلیارد دلاری در حال پرسه زدن است و از نظر ارزش دلاری، همچنان در سطوحی پایینتر از سقف تاریخی ۳۰ خرداد قرار دارد. در واقع، ما از منظر ارزش دلاری، نزدیک به ۴ ماه است که در یک روند اصلاحی و خنثی گرفتار هستیم؛ و رشدهای ریالی در بهترین حالت، تنها پوششی برای جبران کاهش ارزش پول ملی بودهاند و بازار با ارزش واقعی خود فرسنگها و کیلومترها فاصله دارد ...
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات نخستین روز هفته را با ترس از وقوع جنگ آغاز کرد ! در نتیجه در همان دقایق ابتدایی همان معاملهگران هیجانیِ همیشگی با گُرز و تبر وارد میدان شدند و خریداران سپر بهدست را به سمت قیمتهای درصد منفی و صف فروش هدایت کردند ! در همین راستا 80% بازار به صف فروشی به ارزش 25 همت رسید و 8 هزار میلیارد تومان خروج پول حقیقی رقم خورد ! هر چند که نیمچه تلاشهایی برای حمایت از بازار صورت گرفت اما کافی نبود و در نهایت با ثبت ارزش معاملات 32 هزار میلیارد تومانی، 1.9% کاهش ارتفاع براش شاخص کل رقم خورد ...
بازار شنبه، بار دیگر تحت تأثیر فشار شدید عرضه قرار گرفت. مورد هدف قرار گرفتن یک کشتی کانتینری در تنگه هرمز و بالا گرفتن زمزمههایی مربوط به تنشهای نظامی جدید در منطقه، فضای روانی بازار را به شدت مخدوش کرد. این نوع ریسکهای ژئوپلیتیک، ذهن معاملهگر را به سمت سناریوهای بدبینانه سوق داده و باعث شده تا ترس از وقوع جنگ، بر منطق اقتصادی چیره شود. نکته تلخ اینجاست که از زمان پایان تنشهای اخیر (جنگ 40 روزه)، بازار بارها با تکرار این الگو، تحت فشار فروشهای ناشی از ترس قرار گرفته است؛ گویی معاملهگران همچنان در تله واکنشهای هیجانی گذشته گرفتارند و درسهای تاریخی بازار را نادیده میگیرند.
البته در میانههای بازار رسیدن شفافسازی شتران هم بیتاثیر نبود. شرکت پالایش نفت تهران به جای رفع ابهام طی یک اطلاعیه اعلام کرده که در شرایط اضطرار سود ناخالص نیمه دوم سال از 136 همت به 31 همت کاهش مییابد ! حقیقت این است که تکلیف این مصوبه و نحوه اجرای آن نهتنها برای فعالین بازار که حتی برای خود شرکتها هم روشن نیست و طبیعتا تا مادامی معنی واژه اضطرار و نحوه تعیین آن توسط وزارت نفت روشن نشود، نمیتوان درخصوص وضعیت سودآوری شرکتها اظهارنظر کرد. بنابراین منطق حکم میکند که توقف نمادها فعلا ادامه داشته باشد.
در نهایت، این ترکیبِ ناشی از ریسکهای خارجی و ابهامهای داخلی، باعث شده تا نگاه کلان بازار کمی از حالت خوشبینی خارج شود. اگرچه برخی معتقدند سودآوریِ معاملهگران در دورههای قبلی، عاملی است که وقتی ریسکهای سیستماتیک افزایش مییابد، منجر به فشار عرضه برای نقد کردن سودها میشود، اما اگر از نگاه هیجانی فاصله بگیریم و به واقعیتهای ریاضی نگاه کنیم، تصویر متفاوتی خواهیم دید.
درست است که شاخص کل به سطوح بالای ۸ میلیون واحد رسیده و از نظر ریالی شاهد رشد قیمت سهام بودهایم، اما وقتی وزن «ارزش دلاری» را در محاسبات وارد میکنیم، واقعیتِ تلخِ اصلاحی آشکار میشود. بازار ما کماکان در مرز کانال ۱۰۰ میلیارد دلاری در حال پرسه زدن است و از نظر ارزش دلاری، همچنان در سطوحی پایینتر از سقف تاریخی ۳۰ خرداد قرار دارد. در واقع، ما از منظر ارزش دلاری، نزدیک به ۴ ماه است که در یک روند اصلاحی و خنثی گرفتار هستیم؛ و رشدهای ریالی در بهترین حالت، تنها پوششی برای جبران کاهش ارزش پول ملی بودهاند و بازار با ارزش واقعی خود فرسنگها و کیلومترها فاصله دارد ...
در میان این آشفتگیهای سیاسی، یک سیگنال بسیار قدرتمند در میان دادهها در حال درخشش است: «تقویت بنیادین عملکرد شرکتها». برخلاف آنچه ترسِ سیاسی نشان میدهد، گزارشهای فصلی منتشر شده، تایید میکنند که عملیات اجرایی و سودآوری شرکتها، چه در بخش فروش و چه در سود عملیاتی، روند صعودی و قدرتمندی را طی کرده است. این شکاف میان «قیمتِ تحت تأثیر ترس» و «سودِ تحت تأثیر عملیات»، دقیقاً همان جایی است که فرصتهای اصلی پنهان شدهاند. نمادهایی نظیر ...














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.